🎬درباره سریالهای «بامداد خمار» و «سووشون»
نفسی دیگر باید...
🖋️محمد محمدیان
موفقیت آثار نرگس آبیار بیش از هر چیز محصول قصهگویی و روایتگری است. او با پشتوانۀ ادبی در قصهنویسی خوب میدانست که همین توانایی چه تأثیری میتواند در تثبیت او در سینما بگذارد. حتی در نفس با وجود کمرمق بودن قصه به معنای کلاسیکش و در مقایسه با دیگر آثار او باز مسیر حوادث داستان فیلم را به گونهای طراحی کرد که در آن هم تماشاگر توانست با فیلم و شخصیتها که از دل زندگی میآمدند همراهی کند و توجه برخی منتقدان را برانگیزد. آبیار حتی در فیلم نخستش اشیا از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیکترند با وجودضعفهایش توانسته بود از پس روایت قصهاش برآید. و این در سینمایی که قصهپردازی یکی از ضعفهای آن است امتیاز کمی نیست.
همین ویژگی و سابقۀ قصهنویسی سبب شد فیلمساز دست به آزمون سنگینتری درعرصۀ سریالسازی بزند و با بهرهگیری از همان تجربهها، سراغ دو اثر مشهور ادبی برود. سووشون اثر سیمین دانشور با توجه به اهمیت و حساسیت و طرفداران کتاب و نویسنده و موضوع اثرگذار ملیمیهنیاش انتخاب پرمخاطرهای بود که از همان آغاز با برخی واکنشهای تند حتی پیش از پخش سریال همراه شد و بامداد خمار نوشتۀ فتانه حاجسیدجوادی که در دهۀ هفتاد یکی از پدیدههای نشر کتاب بود و طیف گستردهای از عموم خوانندگان را به سوی خود کشاند. حالا همان طیف گستردۀ خوانندگان که بسیاری با شخصیتهای رمان همذاتپنداری هم کرده بودند و خاطرات نوستالژی از آن داشتند با نوعی تعصب، کنجکاو اقتباس تصویری از کتاب محبوبشان شدند. برای همین وقتی نخستین خبرهای ساخت سریال منتشر شد، ابراز احساسات هم شروع شد. این که نقش محبوبه را چه کسی بازی میکند ورحیمنجار را چه کسی؟ دایه که خواهد بود و پدر محبوبه کی؟ آبیار در حالی که میتوانست سریالی بر اساس داستانی از خود بسازد با اقتباس از دو اثر مهم، مسیر پرچالشی را برگزید؛ که اگر موفق میشد جان دیگری به کالبد سریالسازی اقتباسی ایرانی پس از دو اثر جاودانۀ داییجان ناپلئون و قصههای مجید میبخشید.
از همان قسمت نخست سووشون میشد دریافت که آبیار در این اقتباس وفادارانه جانب احتیاط را گرفته است. سعی کرده بود حتی به جزییات (البته در جاهایی نیز افراطی که به ریتم اثر آسیب زده) وفادار بماند، هر چند از تمامی رویدادهای هر فصل کتاب هم استفاده نکرده و به درستی، وفادار به روح قصه و اتفاقها، از بخشهایی که جنبههای دراماتیکتری داشته بهره برده است.
او در تولید بامداد خمار از تجربههای سووشون استفاده کرد. نوشتن فیلمنامه به نویسنده باتجربهای چون حسین کیانی سپرده شده بود و او هم، با تغییرات گسترده در رمان، فیلمنامهای نوشت که در نهایت اکنون اثر را میتوان مصداق اقتباس تصویری دانست.
آبیار در اقتباس وفادارش از سووشون چنان وسواسی به خرج داده که حتی لهجه هم که در کتاب چندان اشارهای به آن نشده و دیالوگها به فارسی معمول نوشته شده برای نزدیکی بیشتر به حالوهوای قصه با تأکید بسیار شیرازی شده؛ کار چالشبرانگیزی که بهخصوص اهالی شیراز نسبت به آن حساسیت بسیاری نشان میدهند و این امر تبدیل به میدان یک جدل ناخواسته شده است. در حالی که بدون استفاده از لهجه، کارگردان میتوانست کنترل بیشتری روی حس بازیگران داشته باشد و بازیگران هم بدون داشتن دغدغۀ لهجه، روی جنبههای دیگری از بازیشان تمرکز کنند. هرچند بازیهای بهنوش طباطبایی، میلاد کیمرام و سام درخشانی با لهجه شیرازی از بازیهای ماندگار کارنامهشان است.
انعطاف بهجا در شکل بهرهگیری از کلام اواخر دورۀ قاجار در بامداد خمار سبب شد بازیگران آسودهتر باشند و تقریباً همگی جز آنان که به لهجههای دیگر شهرها صحبت میکنند بیان فارسی ساده دارند. حتی شکل گفتار بصیرالملک (علی مصفا) در نقش پدر محبوبه نیز دور از بیان غلیظ آشنای آن دوره در سریالهای مشابه است. در رمان بامداد خمار، بر خلاف به عنوان مثال رمان درخشان داستان جاوید اثر اسماعیل فصیح که تهران دورۀ قاجار در آن حضور اساسی دارد، چندان به محلههای تهران اشارهای نشده و به همین دلیل انتخاب قزوین برای تصویربرداری سریال با بناهای قاجاری دیدنیاش مانند کاروانسرای سعدالسلطنه، خانۀ امینیها و بسیاری دیگر از مکانهای تاریخی به عنوان لوکیشن به باورپذیری قصه کمک کرده است.
پویان کفیلی تصویربردار دو سریال نیز دو تجربۀ متفاوت را پشت سر گذشته که گرچه دوربین سیال روی دست در بخشهایی از سووشون با انتقاد روبهرو شد اما حاصل کارش در هر دو اثر بهویژه با همۀ مشکلها و محدودیتهای کار در مکانهای تاریخی دیدنی درآمده است. در بامداد خمار که به نظر میرسد با لوکیشنهای متعدد کمحجم داخلی و پلانهای بسیار کوتاهتر با دشواریهای بیشتری روبهرو بوده است.
در سووشون نقشآفرینی مجید صالحی، آزاده صمدی، فرشته صدرعرفایی و ریحانه رضی هم دیدنی است و در بامداد خمار بهجز بازی خوب بازیگران نامآشنا از جمله رضا کیانیان، علی مصفا، ترلان پروانه و نوید پورفرج باید یادی کرد ازبازیگران جدید؛ دانیال پورصباح، حمید صفت و فرزانه فرنام که در آینده باز از ایشان خواهیم شنید.
حاصل کار نرگس آبیار در ساخت این دو سریال را حتماً باید در پایانشان قضاوت کرد اما آنچه از توانایی او در ساخت آثار موفقش سراغ داریم حتماً نفس تازهای خواهند بود به کارنامۀ این سینماگر سختکوش و توانا./ منبع: ماهنامه «فیلم امروز»
