🎬 در فقدان زنده‌یاد داریوش عیاری پاک و شریف 🖋️اصغر نعیمی داریوش عیاری نه فقط مدیر فیلمبرداری خلاق و چیره‌دست، که انسانی وارسته، بی‌حاشیه و به معنای واقعی کلمه اهل مدارا بود. در فیلم خواهران غریب (کیومرث پوراحمد) و سریال هزاران چشم (کیانوش عیاری)، شانس همکاری با او را داشتم. همکاری‌هایی که به دوستی صمیمانه‌ای انجامید، هرچند داریوش همیشه فاصله‌ای را با دیگران حفظ می‌کرد. فاصله‌ای که نه از تفرعن، که از نهایت احترامش به دیگران می‌آمد. آن‌قدر محترم بود که به‌سختی می‌توانستی بیش از یک حدی به او نزدیک شوی. در تمام این سال‌ها، حتی برای لحظه‌ای ندیدم دغدغه‌ای جز فرهنگ، هنر و ادبیات داشته باشد. از کمترین نشانه‌های ابتذال، چه در آثار هنری و چه در رفتار آدم‌ها، به‌شدت آزرده می‌شد. شاید همین طبع بلند و حساسیت کم‌نظیرش بود که در سال‌های اخیر او را به انزوا کشاند. سال‌ها پیش، به پیشنهاد خودش، قرار بود مستندی پرتره درباره احمد محمود بسازیم که مرگ آقای محمود مجالش را از ما گرفت. بعدها از داریوش دعوت کردم فیلم سایه‌های موازی را برایم فیلمبرداری کند. از کرج به تهران آمد تا حضوری بگوید که قراردادی دارد و نمی‌تواند بیاید. همین آمدن، برای گفتن یک نه، چنان شرمنده‌ام کرد که هنوز خاطره‌اش در ذهنم مانده است. امسال هم، در برنامه کانون کارگردانان برای نمایش شبح کژدم، خواستیم از او تجلیل کنیم. تماس گرفتم و هرچه اصرار کردم، نپذیرفت، بهانه آورد و نیامد. بعد از آن دیگر از او خبری نداشتم تا خبر درگذشت ناگهانی‌اش را دیدم. دلم سوخت. خیلی بیشتر از آنچه بتوانم در چند جمله بنویسم. سینمای ایران یکی از آن آدم‌های کمیابش را از دست داد. آدمی پاک، بی‌غل‌وغش و شریف که در روزگار پرهیاهوی ما، بی‌آنکه بخواهد چیزی را به رخ بکشد، شأن و حرمت خودش را حفظ کرد. حالا به این عکس از پشت صحنه خواهران غریب نگاه می‌کنم. کیومرث پوراحمد رفته، داریوش عیاری هم رفته و از میان‌شان، فقط، من مانده‌ام. انگار عکس، آرام‌آرام دارد خالی می‌شود و آدم‌ها یکی‌یکی از قاب بیرون می‌روند. تا همین چند وقت پیش، این فقط عکسی از پشت صحنه یک فیلم بود، یادگاری از روزهایی که هنوز نمی‌دانستیم روزی دلتنگ‌شان خواهیم شد. حالا اما به عکس نگاه می‌کنم و جای خالی آدم‌هایی را می‌بینم که دیگر نیستند. و عجیب است که هرچه می‌گذرد، انگار سهم آدم از گذشته، بیشتر از آنکه خاطره باشد، جای خالی آدم‌هاست... جای خالی آدم‌های خوب که بی‌وقت و نابهنگام می‌میرند و داغ بر دل ما می‌گذارند.